تحلیل

شش سوال کلیدی درباره حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی

مراد ویسی
مراد ویسی

تحلیل‌گر ارشد در ایران‌اینترنشنال

ناو هواپیمابر ترومن
ناو هواپیمابر ترومن

در روزهای اخیر، بسیاری از کشورها، سیاستمداران و تحلیل‌گران نظامی درباره احتمال حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی سخن می‌گویند. دونالد ترامپ تهدید کرده که در صورت عدم دستیابی به توافق، تأسیسات هسته‌ای ایران را به‌طور گسترده بمباران خواهد کرد.

در مقابل، روسیه و چین ضمن مخالفت با چنین حمله‌ای، نسبت به پیامدهای گسترده آن هشدار داده‌اند.

در اسرائیل نیز بحث درباره قریب‌الوقوع بودن حمله شدت گرفته و شمارش معکوس برای انجام یک عملیات نظامی سنگین در جریان است. در همین حال، علی خامنه‌ای اعلام کرده که جمهوری اسلامی در صورت حمله، پاسخی ویرانگر خواهد داد.

با توجه به این مواضع، به‌نظر می‌رسد که مذاکرات جدی میان طرفین در جریان نیست و احتمال درگیری نظامی بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است. شواهد حاکی از آن است که حمله‌ای در راه خواهد بود. در این میان، شش سوال اساسی مطرح است که بسیاری به‌دنبال یافتن پاسخی برای آن‌ها هستند:
۱-حمله در چه زمانی انجام خواهد شد؟
۲-آیا حمله توسط آمریکا انجام خواهد شد، اسرائیل یا هر دو به‌طور مشترک؟
۳-ابعاد و شدت حمله تا چه حد خواهد بود و چه اهدافی مورد حمله قرار خواهند گرفت؟
۴-آیا خامنه‌ای و فرماندهان سپاه نیز هدف قرار خواهند گرفت و کشته خواهند شد؟
۵-جمهوری اسلامی چگونه و در چه سطحی قادر به پاسخ‌گویی خواهد بود؟
۶-مدت زمان درگیری چقدر خواهد بود و آیا این درگیری به یک جنگ تمام‌عیار تبدیل خواهد شد و ممکن است به سقوط جمهوری اسلامی منجر شود؟

زمان احتمالی حمله

یکی از سوالات اصلی در ذهن مردم این است که اگر حمله‌ای قرار باشد انجام شود، چه زمانی رخ خواهد داد؟

از نظر تحلیلی، حمله در زمانی انجام خواهد شد که آمریکا، به‌ویژه دونالد ترامپ، به این نتیجه برسد که تلاش‌های دیپلماتیک برای رسیدن به توافق با جمهوری اسلامی به نتیجه نرسیده و راهی جز اقدام نظامی باقی نمانده است.

شواهد و قرائن نشان می‌دهد که چنین شرایطی بسیار نزدیک است. اظهارات خامنه‌ای، تشدید لحن طرفین و همچنین ابراز نگرانی روسیه و چین از پیامدهای حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران همگی نشان‌دهنده کاهش امید به راه‌حل دیپلماتیک و افزایش احتمال اقدام نظامی هستند.
یکی از نشانه‌های نزدیک شدن حمله، سفر فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) به اسرائیل در این هفته است. تجربه‌های گذشته نشان داده که هماهنگی میان آمریکا و اسرائیل در چنین مواردی به‌شدت افزایش می‌یابد.

علاوه بر این، ناو هواپیمابر کارل وینسون آمریکا نیز به‌سمت منطقه حرکت کرده و انتظار می‌رود طی دو هفته آینده در منطقه مستقر شود. این ناو در کنار ناو هواپیمابر هری ترومن قرار خواهد گرفت .

همچنین، استقراردست کم پنج فروند بمب‌افکن رادارگریز بی-۲ آمریکا در جزیره دیه‌گو گارسیا که کمتر از چهار هزار کیلومتر با ایران فاصله دارد، نشان‌دهنده آمادگی آمریکا برای انجام حملات راهبردی است. این بمب‌افکن‌ها قادرند با حمل بمب‌های سنگرشکن جی‌بی‌یو-۵۷، تاسیسات هسته‌ای ایران را به‌طور جدی هدف قرار دهند.

با توجه به اینکه ترامپ به جمهوری اسلامی دو ماه فرصت داده بود تا توافق کند یا با حمله مواجه شود، این مهلت حدود ۲۲ اردیبهشت به پایان خواهد رسید. از آن زمان به بعد، احتمال حمله به‌طور قابل‌توجهی افزایش خواهد یافت، هرچند وقوع حمله پیش از آن نیز منتفی نیست.

عاملان حمله: آمریکا، اسرائیل یا هر دو؟

یکی دیگر از سوالات اساسی این است که آیا حمله فقط از سوی اسرائیل انجام خواهد شد یا آمریکا نیز در آن مشارکت خواهد داشت؟ با توجه به اینکه جنگنده‌های اف-۱۵ اسرائیل تنها قادر به حمل بمب‌های سنگرشکن با وزن ۹۰۰ کیلوگرم هستند، و بمب‌افکن‌های بی-۲ آمریکا می‌توانند بمب‌های سنگرشکن ۱۴ تنی جی‌بی‌یو-۵۷ را حمل کنند، احتمال مشارکت آمریکا در حمله افزایش یافته است. لحن ترامپ و صحبت هایش درباره کیفیت حمله نیز نشانه دیگری از افزایش احتمال شرکت مستقیم آمریکا در حمله است.

اهداف و میزان تخریب احتمالی

به‌احتمال زیاد، تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی، به‌ویژه فردو، نطنز، و تاسیسات آب سنگین اراک، از جمله اهداف اصلی حمله خواهند بود. علاوه بر این، احتمالا تاسیسات موشکی و پهپادی ایران نیز به‌شدت بمباران خواهند شد تا امکان پاسخ‌گویی جمهوری اسلامی کاهش یابد.

همچنین، انتظار می‌رود که سامانه‌های پدافندی، راداری و ارتباطی ایران در موج نخست حملات از کار انداخته شوند تا برتری هوایی برای حملات بعدی ایجاد شود.

احتمال حمله به مناطق مسکونی ضعیف است، زیرا آمریکا و اسرائیل از مخالفت عمومی مردم ایران با جمهوری اسلامی آگاه‌اند و تمایلی ندارند که افکار عمومی ایران را علیه خود تحریک کنند.

همچنین، حمله به زیرساخت‌های اقتصادی در موج نخست بعید به‌نظر می‌رسد، اما در صورت حمله تلافی‌جویانه جمهوری اسلامی به تاسیسات اقتصادی و شهری اسرائیل، احتمال بمباران زیرساخت‌های نفت و گاز ایران افزایش خواهد یافت.

احتمال کشتن فرماندهان سپاه و خامنه‌ای

یکی از سناریوهای محتمل این است که آمریکا و اسرائیل تلاش کنند با ترور فرماندهان سپاه و مقامات ارشد جمهوری اسلامی، از جمله علی خامنه‌ای، توانایی تصمیم‌گیری و پاسخ‌گویی نظامی جمهوری اسلامی را به‌شدت کاهش دهند. این رویکرد مشابه اقداماتی است که آمریکا در کشتن قاسم سلیمانی و اسرائیل در هدف قرار دادن رهبران حزب‌الله انجام داده است.

پاسخ احتمالی جمهوری اسلامی

در صورت وقوع حمله، جمهوری اسلامی احتمالا سعی خواهد کرد با حملات موشکی و پهپادی به اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در منطقه پاسخ دهد اما با توجه به برتری نظامی آمریکا و اسرائیل، این پاسخ‌ها احتمالا تأثیر چندانی نخواهند داشت و ممکن است با حملات متقابل شدیدتر مواجه شوند.

جمهوری اسلامی توان ضربه زدن به اسرائیل و تا حدود کمتری به پایگاه های آمریکا در منطقه را دارد ولی معمولا در ارزیابی این توان مبالغه و بزرگ نمایی می‌کند. جمهوری اسلامی امکانی برای پیروزی در جنگ ندارد.

مدت زمان درگیری و سرنوشت جنگ

یکی دیگر از سوالات مهم این است که درگیری تا چه مدت ادامه خواهد یافت و آیا به یک جنگ تمام‌عیار تبدیل خواهد شد. به نظر می رسد حمله پرشدت و کم مدت خواهد بود. اگر جمهوری اسلامی پاسخ گسترده‌ای دهد، جنگ می‌تواند ابعاد وسیع‌تری پیدا کند. جنگ ممکن است به تضعیف جدی جمهوری اسلامی و حتی به خطر افتادن موجودیت آن در اثر قیام مردم منجر شود ولی این احتمال هم وجود دارد که جمهوری اسلامی به‌شدت تضعیف شود ولی سقوط نکند. چیزی شبیه صدام حسین بعد از شکست در جنگ کویت در ۱۹۹۱.

به‌طور کلی، همه نشانه‌ها حاکی از آن است که احتمال حمله به‌شدت افزایش یافته و در صورت شکست نهایی دیپلماسی، وقوع یک درگیری نظامی گسترده بسیار محتمل خواهد بود.